تبليغاتX
غریبه ای از فضا
شرحی نداره
به نام خدا

چه روزای سختیه . خیلی بهم سخت می گذره .....

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 0:0  توسط یه غریبه بعد از مدتها  | 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 10:22  توسط یه غریبه بعد از مدتها  | 

به نام خدا

کاش می شد یکی بدونه .

امروز مثلا عید بود عید عید عید ................................

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 22:27  توسط یه غریبه بعد از مدتها  | 

به نام خدا

خیلی حالم بده .........

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 11:21  توسط یه غریبه بعد از مدتها  | 

به نام خدا

این روزا پر از غم و تشکرم .....

ظهر که داشتم می رفتم خونه تصادف کردم .

تا وقتی ماشینی بوق نزده بود اصلا ندیدمش .

این روزا اصلا حال و حس خوبی ندارم

روی موتور بودم ولی نمی دونم کجا بودم . توی حال خودم بود . خیلی شانس آوردم که طوریم نشد .

یه کم پای چشمم کبود شد - صورتم خراش برداشت و یه کم عضلاتم کوفته

خدایا شکرت .

این روزا پر از غمم پر از تشکر

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 17:15  توسط یه غریبه بعد از مدتها  | 

به نام خدا

سلام .

واقعا زندگی چیز عجیبیه . عجیب .

خداوندا متشکرم ازت .


+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 10:36  توسط یه غریبه بعد از مدتها  | 

به نام خدا

صبح تا حالا مخم داره می ترکم

خسته هستم . خسته هستم .

خسته هستم از این همه تحجر .

خسته هستم از عرب و عجم - کجاست پس این تساوی و برادری - تا کی این همه فکر غلط

تا کی ؟ تا کی ؟

چرا هیچکی جوابمو نمی ده . مگه دوست داشتن جرمه ؟

من هیچی نمی خوام - از هیچکدومشون نمیگذرم . توی این 2 3 سال به اندازه 10 سال پیر شدم .

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 11:58  توسط یه غریبه بعد از مدتها  | 

سلام .

بعد از مدتها .....

دلم تنگ شده بود

بی خوابی زد به سرم اومدم ببین اینجا چه خبره ..

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 1:55  توسط یه غریبه بعد از مدتها  | 

به نام خدا

سلام

روزای بدی دارم خیلی بد . ...

دلم همینجوری می گیره . همینجوری حالم بده

هزار تا سوال تو ذهنمه ......

خستم - حوصلم سر رفته .....

دارم دیوونه میشم

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 10:13  توسط یه غریبه بعد از مدتها  | 

به نام خدا

سلام

وای چه زود گذشت ...

غریبه فضا ...

بعد از مدتها می خوام دوباره شروع به نوشتن کنم ...

خیلی دلم گرفته ...

نمی دونم . نمی دونم . مردم از نامردی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 10:25  توسط یه غریبه بعد از مدتها  |